أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
152
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
آن را و نگاه دارد گوشهاى ياد گيرنده كه آن مواعظ بشنود و ياد گيرد و بر آن كار كند و ضايع نگرداند آن را به ترك عمل . عبد اللّه بن الحسن « 1 » روايت كرد كه چون اين آيت آمد [ وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ ] رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت امير المؤمنين على عليه السّلام را : سألت اللّه أن يجعلها أذنك ، از خداى تعالى درخواستهام كه تا گوش تو كند آن را . امير المؤمنين عليه السّلام گفت : پس از آن هرگز چيزى فراموش نكردم و نيز تا باشم هيچ چيز فراموش نكنم از دعاى رسول ( ص ) . بريدهء اسلمى روايت كرد كه رسول ( ص ) على عليه السّلام را گفت : يا علىّ إنّ اللّه أمرنى أن أدنيك و لا أقصيك و أن أعلّمك و تعى ؛ و حقّ على اللّه أن تعى ، فنزلت هذه الاية گفت : خداى تعالى مرا فرمود تا ترا نزديك كنم و دور نكنم و ترا بياموزم و تو يادگيرى ، و بر خداى تعالى واجب است كه تو يادگيرى يعنى تمكين كند ترا و توفيق دهد تا يادگيرى پس على عليه السّلام گفت : پس از آن هرگز چيزى فراموش نكردم . [ سوره الحاقة ( 69 ) : آيات 13 تا 18 ] فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ ( 13 ) وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً ( 14 ) فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ ( 15 ) وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ ( 16 ) وَ الْمَلَكُ عَلى أَرْجائِها وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ ( 17 ) يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ ( 18 ) پس آنگه كه در صور در دمند يك بار و آن نفخهء اولى باشد و زمين را و كوهها را بردارند از جايهاى خود ببادى سخت و عظيم كه بر زمين و كوهها مسلّط گردانند يا بسبب آنكه فرشتگان را بفرمايند و يا بىسببى خداى تعالى بقدرت خود زمين را و كوهها را بردارد و بر يكديگر زند يك بار زدنى كه همه درهم شكسته شوند و خرد گردند و چون گرد اندر هوا ناپديد شوند ، پس آن روز واقعه پديد آيد و قيامت آشكارا شود و آسمان شكافته گردد پس اين آسمان محكم در آن روز واهى و ضعيف و سست باشد
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ و همچنين در تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) : « عبد اللّه بن الحسين » بخلاف نسخ خطّى آن كه در آنها كما فى المتن .